جمعه دوازدهم تیر 1388
آموزه ها
چرا در ظاهر دعوی شبانی کنید و در باطن ذئب اغنام من شده اید . مثل شما مثل ستاره قبل از صبح است که در ظاهر دری و روشن است و در باطن سبب اضلال و هلاکت کاروانهای مدینه و دیار من است .
سه شنبه نهم تیر 1388
تاريخ احتمالى محاکمه رهبران جامعه بهائى ايران
اين هفت نفر در بهار سال ۱۳۸۷ بازداشت شدند و بيش از يک سال است که بدون هيچ اتهام رسمى يا دسترسى به وکيل در زندان هستند. گزارش هاى خبرى رسمى از ايران حاکى است که آنها به «جاسوسى براى اسرائيل، توهين به مقدسات دينى و تبليغ بر عليه جمهورى اسلامى» متهم شده اند.
ظاهرا قرار است محاکمه اين افراد در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب انجام شود. اين همان دادگاهى است که اخيرا رکسانا صابرى، گزارشگر ايرانى-آمريکائى را به جرم جاسوسى به ۸ سال زندان محکوم کرد. وى بعدا، به دنبال اعتراض هاى شديد بين المللى به سياسى کردن پرونده و روند غيرعادلانه محاکمه اش، آزاد شد.
بانى دوگال، نماينده اصلى جامعه جهانى بهائى در سازمان ملل متحد مى گويد: «اين هفت نفر با اتهامات کاملاً بى اساسى مواجه هستند.» وى افزود «اين افراد و نزديک به سى بهائى ديگرى که اکنون در ايران زندانى هستند از هر اتهامى مبرا هستند و تنها دليل زندانى بودن آنها اعتقادات دينى شان است.»
منبع : سرویس خبری جامعه بهایی
جمعه پنجم تیر 1388
آموزه ها
چهارشنبه سوم تیر 1388
از منا تا ندا
بیست و شش سال پیش در تاریخ 28 خراد 1362 دختری هفده ساله بهایی به نام منا محمودنژاد به همراه 9 زن دیگر در شهر شیراز به جرم آموزش درس اخلاق به اطفال بهایی اعدام شد و حال در تاریخ 30 خرداد 1388 دختری 27 ساله بنام ندا آقا سلطان به همراه عده ای دیگر به جرم دفاع از آزادی کشته می شود . از آن زمان تا کنون بهاییان با انواع تهدید و تهمت و در شرایطی بسیار ناعادلانه در این کشور زندگی کرده اند و هیچگاه از اصول حقه خود که همانا محبت به همه نوع بشر و حفظ شرافت و کرامت انسانی و احترام به عقاید دیگران است کوتاه نیامده اند و این در حالی است که بهاییان این راه را به دور از هر نوع خشونت و نفرت و تنها با پیگیری مسالمت آمیز و استقامت در طول این سالها طی کرده اند . جان باختن یک انسان بسیار دردناک است ولی نشستن و گریستن ظلمی مضاعف به آن انسانی است که اکنون در عالمی دیگر ناظر بر رفتار ما است . او قطعاً نمی خواهد خون دیگری ریخته شود و انسان دیگری از نعمت حیات محروم گردد ولی مسلماً از فراموش شدن نیز راضی نخواهد بود . منا پس از 26 سال هنوز در یاد و خاطر بهاییان زنده است و یاد او منشاء کارهای خیر بسیاری در سراسر جهان شده است بطوری که بسیاری از امور مشکل با نام او به راحتی انجام شده است و به این ترتیب او هیچگاه فراموش نمی شود و فکر میکنم اکنون او از جان باختن خود بسیار راضی باشد .
سه شنبه دوم تیر 1388
دوستان و همراهان
دوشنبه یکم تیر 1388
بیانیه شماره 3 مجمع روحانیون مبارز
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه مجمع روحانیون به این شرح است:
"بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انا نشکو الیک فقد نبیَنا و غیبته ولینا و کثره عدونا و شدة الفتن بنا
بیش از ده روز است که از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد، مردم نجیب ایران که با هزاران امید و آرزو و شور و شوق به پای صندوقهای رای آمدند، اکنون باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشینند، میلیونها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طرح حساب شده میدانند و بدان معترضنند، میلیونها انسان در سراسر کشور میخواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آیا پاسخ این فریادهای حقطلبانه سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟
وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟ اگر حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رای آگاهانه بوده و امضاء سند افتخار جمهوری اسلامی است، پس چرا حضور اعتراضی میلیونها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده شده میشود مگر رژیمهای گذشته در ایران و سایر کشورها از این اباطیل چه طرفی بستند که امروز همان نسخه پوسیده را کپی کرده و به مردم اهانت میکنند.
میلیونها انسان شریف و آگاه بر این باورند که با آراء آنان بازی شده و به فهم و شعورشان اهانت شده است و برای دفاع از حیثیت و کیان خود به صورت خودجوش به خیابانها ریختهاند تا دردها و تحقیرهای فروخورده خود را فریاد کنند. چرا به مردم اهانت میکنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت میدهند و هزاران نفر را در خیابانها و از خانههایشان میربایند و با رفتاری بسیار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم میبرند؟ حرکت میلیونها جوان در ایام انتخابات و در راهپماییها با فریاد الله اکبر و با شعار یا حسین چه کسانی را آزرده و عصبانی کرده است که باید به خوابگاه دانشجویان شبانه حمله کنند و با ضرب و شتم بیحساب آنان را آواره کنند و خوابگاه آنان را به ویرانه تبدیل کنند؟ تاسفبارتر از این عمل آن است که این حمله مغولآسا را به خود مردم نسبت دهند. فانالله و انا الیه راجعون.
کدام عقل سلیم باور میکندکه حرکت اعتراضی میلیونها انسان آگاه از کارگران، کسبه، کشاورزان، روحانیون، دانشجویان و سایر اقشار نقشه و طراحی این گروه یا آن گروه و با حمایت بیگانگان باشد؟ چرا شخصیتهای محترم و خدمتگذار ملت طول سی سال گذشته را به بهانههای واهی با بدترین رفتارها و دستگیر میکنند و به زندانها میکشانند؟ کسانی که دست به چنین اعمال میزنند و سرمایههای اجتماعی جامعه را اینگونه تاراج میکنند، از خدا بترسند و از عاقبت خود بهراسند.
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که در طول سالیان دفاع مقدس نخست وزیر این کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمایت بیدریغ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است، پس از بیست سال رصد کردن اوضاع کشور امروز احساس خطر کرده است و برای نجات کشور از مدیریت غلط چهار سال گذشته به میدان آمده و در مدت کمتر از سه ماه میلیونها انسان شیفته امام خمینی را با یاد و نام آن عزیز به صحنه آورده است و میلیونها جوان را که میرفتند از هر نوع مشارکت و همراهی جمهوری اسلامی رو بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحیح حضرت امام خمینی به پای صندقهای رای آورده است، آیا چنین شخصیتی به جای آنکه مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد، باید توسط همانهایی که در آن زمان در برابر امام صفآرایی میکردند و نیز خلاف آنان امروز مورد عتاب قرار گیرد و آنچه زیبنده خود آنان است به مهندس موسوی نسبت دهند؟ آیا آقای مهندس موسوی مسبب اغتشاشهای است یا آنان که با لشکرکشی در خیابانها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآوردهاند و مردم بویژه جوانان را تحریک میکنند و احساساتشان را جریحهدار میسازند؟
مردم میگویند در انتخابات امانتداری نشده است و باید انتخابات ابطال شود، آیا پاسخ چنین خواستهای بر فرض که به اعتقاد مسئولان برنامهریز و مجریان انتخابات صحیح نباشد، انواع اهانتهایی است که از بلندگوهای حکومتی نثار مردم میشود و باید پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود، عدهای مجروح یا کشته و گروهی هم به بند کشیده شوند؟ آیا دستی در کار است تا با این رفتارهای غیر انسانی آبروی امام و جمهوری اسلامی را به تاراج دهد؟
ما قویاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنیم و در برابر تهمتهای ناجوانمردانه و از آن جمله تهمت تسبیب اغتشاشها به ایشان از وی دفاع میکنیم و عامل همه اغتشاشها و زخمی شدنها و دیگر خساراتی را که به مردم وارد شده است، کسانی میدانیم که بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند و آنها باید شناسایی و محاکمه شوند.
ما مصرانه خواستار آزادی تمامی دستگیرشدگان از شخصیتهای سیاسی روحانی و غیر روحانی هستیم و هرگونه محاکمه غیرقانونی و بازجوییهای تحت فشار و رعب را محکوم میکنیم.
آیا عدل و انصاف است که صدا و سیمای حکومتی به میلیونها انسان و نخبگان آنان هر گونه اهانتی را روا دارند و هیچ فرصتی برای این بیگناهان ایجاد نشود تا از خود دفاع کنند و حقایق را با مردم در میان بگذارند. وقتی وسائل ارتباطی از پیامکها و سایتها و اینترنت همه را از کار بیندازند و در تلفنهای همراه اخلال ایجاد کنند و تنها وسیله اطلاعرسانی یعنی صدا و سیما را از شأن یک رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل کنند و یکجانبه به بدترین شیوه حقایق را وارونه جلوه دهند. آیا میدانید با بیاعتبار شدن این رسانه فراگیر مردم به پای رسانههای بینالمللی کشانده میشوند و با شنیدن و دیدن حقایق جاری در میان جامعه به دروغپردازیهای رادیو و تلویزیون نفرین میکنند؟
شرط انصاف آن است که حداقل یکی از شبکههای سراسری سیما برای پاسخگویی به این همه دروغپردازی و وارونه جلوه دادن حقایق و متهم کردن گروهها و اشخاص، در اختیار کاندیداهای محترم و طرفداران آنان و مردم مظلوم قرار میگرفت.
بر حسب اطلاع بسیاری از عالمان برجسته حوزه علمیه مبارکه قم و سایر کشور شدیداً تحت فشار قرار گرفتهاند تا در مقابل میلیونها انسان موضع بگیرند. ما از مقاومت آنان در برابر این زیادهخواهیها صمیمانه و متواضعانه تشکر میکنیم و امیدواریم مراجع بزرگ تقلید و عالمان برجسته مانند همیشه ملجاء مردم مظلوم باشند و در برابر حقکشیها بایستند و تسلیم نشوند و اطمینان داریم که نخواهند شد و تاریخ پرافتخار مراجع تشیع این حقیقت را نشان میدهد.
مجمع روحانیون مبارز اصرار دارد که اجازه دهند مردم در سراسر کشور یک روز را برای شهیدان خود به سوگ بنشینند و مردم در کمال امنیت در مراسم عزاداری خانوادههای آنان شرکت کنند.
ما برای بازگرداندن اطمینان و اعتماد مردم خواهان آن هستیم که هیاتی متشکل از افراد بیطرف و کاردان و آشنا به قوانین به شکایات نامزدهای معترض رسیدگی کنند و با رعایت حق و عدل به داوری بنشینند و با تصمیمی خداپسندانه آرامش را به کشور برگردانند.
درود و رحمت خداوند بر ملت سرافراز ایران بویژه مردم بیدار و شجاع تهران، درود برجوانان غیور بویژه دانشجویان پرشور، رحمت و غفران الهی بر شهیدان به خون خفته آنان، سلام بر زندانیان عزیر و به خانوداههای محترم آنان. مجمع روحانیون مبارز خود را در عزای شهیدان و همدردی با خانوادههای آنان شریک میداند و برای آنان صبر و پاداش از خداوند بزرگ مسئلت میدارد.
مجمع روحانیون مبارز
1/ 4/ 1388"
دوشنبه یکم تیر 1388
دوستان و همراهان عزیز توجه فرمایید
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
به گزارش قلمنیوز، در این بیانیه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
امروز کلیه رسانه های تبلیغاتی در اختیار جریان حاکم از تریبون های مجلس شورای اسلامی گرفته تا منبرهای جمعه و جماعات و تا صدا و سیما با تمام ظرفیت علیه اعتراضات مشروع و قانونی شما علیه تخلفات و تقلبات گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیج شده اند. اقتدارگرایان می کوشند ضمن وارونه نمایی حقایق و تحریف واقعیات ضمن وجاهت و مشروعیت بخشیدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد، اعتراضات شما را غیر قانونی جلوه دهند. در نتیجه ما یکبار دیگر شاهد عوض شدن جای ظالم و مظلوم، قانون گرا و قانون شکن، آزادی خواه و خودکامه هستیم. این تلاش مانند همیشه با برنامه ها و سخنرانی های یک سویه و درحالی صورت می گیرد که نمایندگان و به خصوص کاندیداهای مورد اعتماد شما از حق پاسخگویی محرومند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برخلاف قانون اساسی و شرع و اخلاق در برابر تمامی تهمت ها و توهین ها و تحریف ها و دروغ هایی که در باره نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری و حرکت اعتراضی شما پخش می کند، اجازه کمترین دفاع و توضیحی به آنان نمی دهد. از این رو برآن شدیم تا یکبار دیگر آنچه را که در این انتخابات رخ داده است، به اجما ل مرور کنیم تا موارد مغالطه و تحریف وسفسطه بر همگان آشکار شود.
اصلاح طلبان از حدود یکسال پیش تلاش های خود را برای قانع کردن مردم به شرکت در انتخابات در حالی آغاز کردند که تجربه دوره های انتخاباتی اخیر جامعه را نسبت به نتیجه بخش بودن حضور در انتخابات ناامید و بی اعتماد ساخته بود. برای مردمی که تجربه انتخابات مجالس هفتم و هشتم را که طی آن سرنوشت بیش از یکصد و نود کرسی مجلس از پیش مشخص شده بود، در خاطر داشتند، بسیار دشوار بود که بتوانند خود را به شرکت در این انتخابات قانع کنند.
ما نیز با توجه به این تجربه و نیز شناختی که نسبت به عدم التزام جریان حاکم به اصل مردمسالاری و رعایت اخلاق و عهد و پیمان داشتیم، از پیش می دانستیم که انتخابات ریاست جمهوری دهم عرصه رقابتی عادلانه و سالم نخواهد بود، اما معتقد بودیم مشارکت گسترده مردم می تواند آثار ناشی از تقلب و تخلفات را بر نتایج انتخابات بی اثر ساخته و موجب حاکمیت اراده ملت شود. از این رو تمام توان و ظرفیت خود را برای قانع کردن و دعوت همگان برای مشارکت حداکثری در انتخابات به کار گرفتیم. خوشبختانه عملکرد منفی و زیانبار جریان حاکم در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست خارجی طی چهار سال گذشته و نگرانی عمیق و گسترده اقشار آگاه و فرهیخته جامعه از ادامه این روند خطرناک، زمینه مثبتی برای اثر بخشی تلاش اصلاح طلبان ایجاد کرد. نهایتاً شاهد عزم و اراده ملی برای شرکت در انتخابات بودیم.
ما در وجود تقلب و تخلف تردید نداشتیم، عملکرد جریان حاکم در توزیع پول در روستاها و شهرهای کوچک در ماه های منتهی به انتخابات برای جلب آراء مردم، ترمیم حقوق ها در ماه های منتهی به انتخابات، استفاده از امکانات دولتی و سفرهای انتخاباتی تحت عنوان سفرهای استانی، عملکرد یکسویه صدا و سیما که در جریان انتخابات به ارگان جریان حاکم تبدیل شده و مانند هفته دولت با تمام ظرفیت به تبلیغ دولت می پرداخت و ... برای ما روشن بود، اما مشی اصلاح طلبانه و درک واقعیات موجود در ساختار قدرت از یک سو و وجود فرصت رقابتی اگرچه نابرابر و بسیار محدود اما به هرحال تاحدودی واقعی به نام انتخابات از سویی دیگر ما از بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور برحذر داشته قانع می ساخت تا از این فرصت محدود اما مغتنم برای توقف روند نامبارک موجود و نجات کشور استفاده کنیم، بدان امید که مشارکت گسترده مردم، جریان حاکم را ناگزیر از تمکین و تسلیم در برابر اراده ملت خواهد ساخت. ما هرگز گمان نمیکردیم که درد خودکامگی و قدرت طلبی به حدی تشدید و مزمن شده باشد که نوشداروی مشارکت 85 درصدی مردم نیز نتواند آن را درمان کند. اما متأسفانه این امر باورنکردنی رخ داد.
- طی روزهای 21و 22 خرداد سیستم ارتباطی پیام کوتاه در سراسر کشور قطع شد تا ناظران در روز رأی گیری قادر به مخابره تخلفات و تقلبات به ستاد نباشند و به این ترتیب برنامه رایانه ستاد که برای اطلاع همزمان از تخلفات و تقلبات در صندوقهای رأی در سراسر کشور طراحی شده بود از کار افتاد؛ این در حالی بود که رییس کمیته صیانت از آراء از یک هفته قبل نسبت به چنین احتمالی هشدار داده و وزیر ارتباطات و مسوولان شرکت مخابرات را مسوول دانسته بود، اما مسوولان مذکور این خبر را تکذیب کرده بودند.
- همچنین چهار صد خط تلفن ثابت کمیته صیانت از آراء که برای اطلاع به موقع از تخلفات و تقلبات احتمالی تدارک دیده شده بود در روز رأی گیری قطع شد تا ناظران ستاد موسوی در سراسر کشور حتی از طریق تلفن ثابت هم نتوانند تخلفات را به مرکز مخابره کنند.
- فرمانداری تهران از پذیرش و صدور کارت برای دویست و پنجاه ناظر ستاد مهندس موسوی برای حضور در صندوق های رأی به بهانه نقص پرونده خودداری و برخلاف گفته رئیس ستاد انتخابات به اقدام سریع ستاد در ارسال مدارک جدید پاسخ منفی داد..
- علاوه بر این فرمانداری تهران برخلاف توافقات اولیه از توزیع ناظران در صندوق های رأی مناطق نزدیک به محل مسکونی ایشان خودداری و در نتیجه ستاد مهندس موسوی از نظارت بر حدود نیمی از صندوق های رأی تهران محروم ساخت.
- مسوولان صندوق های رأی در صبح روز رأی گیری بر خلاف قانون با اخراج ناظران ستاد مهندس موسوی از شعب اخذ رأی اقدام به مهر و موم صندوق های رأی کردند تا این ابهام همچنان باقی بماند که صندوق های رأی در آعاز رأی گیری خالی بوده است با خیر.
- در ساعات اولیه رأی گیری بسیاری از استان ها با کمبود تعرفه های مواجه شدند و مردم ساعت ها منتظر رسیدن برگه های رأی بودند و نهایتاً بسیاری از آنها قادر به دادن رأی نشدند.
- این درحالی است که بنا به اظهار مسوولان رسمی حدود سیزده میلیون برگه رأی اضافه چاپ شده بود و این غیر ازخبر چاپ دوازده میلیون برگه رأیی است که کمیته صیانت از آرا خواهان رسیدگی به آن شده است.
- در بسیار از شهرستان ها شعب اخذ رأی پیش از پایان ساعت رأی گیری تعطیل و از ورود مردم و دریافت رأی ایشان خودداری شد.
- مطابق آمار اعلام شده دستکم در 170 شهر تعداد آراء به صندوق ریخته شده بین 95 تا 140 درصد واجدان حق رأی بوده که آشکارا از تقلب گسترده به نفع نامزد حاکم حکایت دارد.
- پس از پایان رأی گیری و به هنگام شمارش و ثبت آراء در سایت های تجمیع آراء برخلاف قانون ناظران نامزدها را از محل اخراج کرده و تجمیع آراء در غیاب ناظران انجام شد.
- برخلاف رویه معمول که اعلام نتایج انتخابات از صبح روز بعد صورت می گرفت، ستاد انتخابات وزارت کشور بلافاصله پس از پایان رأی گیری با شتاب و عجله تعجب برانگیزی اقدام به اعلام نتایج آراء کرد. این درحالی بود که در برخی کشورها که حدود هشت ساعت با ایران اختلاف ساعت دارند هموطنان ما در صفوف طولانی در انتظار دادن رأی بودند و بسیاری از ایشان باشنیدن خبر نتایج آراء از دادن رأی منصرف شدند. گمان نمی کنیم چنین صحنه مضحکی را بتوان در انتخابات هیچ کشوری سراغ گرفت.
- اتفاقاتی نظیر کاهش یکصدهزار رأی یک کاندیدا در اعلام بعدی آراء حاکی از آن بود که مسوولان ستاد انتخابات کشور از فرط شتابزدگی قادر به پنهان کردن آثار و نشانه های مهندسی آراء نیستند.
- آنان در مهندسی آراء چنان عجولانه و شتابزده عمل کردند که تا اعلام نتایج شمارش سی میلیون رأی به صرافت نیفتادند که این انتخابات باید آراء باطله و سفید نیز داشته باشد.
- آنان همچنین روز دوم بود و پس از اعلام نتایج 30 میلیون رأی بود که متوجه شدند نسبت ثابت آراء اعلام شده کاندیداها میتواند دلیل روشنی بر مهندسی آراء باشد بنابراین در اواخر روز دوم که در اعلام نتایج هم درصدی برای آراء باطله و سفید در نظر گرفته شد و هم نسبت آراء اندکی تغییر کرد.
- بدعتهای انجام شده در این انتخابات محدود به موارد پیش گفته نیست. بلافاصله پس از پایان رأی گیری مردم تهران در بهت و حیرت شاهد مانور اقتدار نیروی انتظامی در سطح شهر بودند. وقتی مردم حیرت زده از اعلام نتایج اولیه در برابر ستاد موسوی با آرامش تمام تجمع کرده و با نگرانی از اتفاقات عجیبی که در حال وقوع است خواهان توضیح یا دریافت خبری اطمینان بخش از مسوولان ستاد بودند، مورد تهاجم نیروی انتظامی و پرتاب گاز اشک آور قرار گرفتند، هدف و موضوع مانور اقتدار برهمگان روشن شد.
- بلافاصله نیمه شب روزنامه کلمه سبز توقیف و روزنامه های وابسته به اصلاح طلبان با حضور مأموران در چاپخانه مورد سانسور شدید قرار گرفتند و موظف شدند از تخلفات انتخاباتی و اظهار نظر در باره نتایج آراء خودداری کنند به طوری که برخی از روزنامه ها روز بعد با ستون های سفید در صفحات مختلف خود منتشر شدند.
آنچه گفته شد تنها بخشی از تخلفات و تقلبات و قانون شکنی هایی بود که در این انتخابات رخ داد. بر این فهرست می توان موارد متعدد سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی در امر انتخابات، دخالت نهادهای اجماعی در انتخابات برخلاف منع صریح قانون، اعلام حمایت تعدادی از اعضای شوای نگهبان از احمدی نژاد و فعالیت تبلیغاتی تعدادی از اعضای این شورا به نفع وی و ... را افزود.
ملت شریف ایران
ستاد آقایان موسوی و کروبی کلیه تخلفات و تقلبات مذکور را به مراجع قانونی مربوطه از شورای نگهبان گرفته تا قوه قضائیه گزارش و شکایت کرده اند اما به این شکایات رسیدگی نشده است.
امروز که شما با حضور آرام و مسالمت آمیز خود خواهان رسیدگی به این همه تخلف و قانون شکنی آشکار هستید به قانون شکنی متهم می شوید.
می گویند قانون داریم و هرگونه اعتراضی باید از مسیر قانونی و از طریق مراجع قانونی دنبال شود. ما هم معتقدیم که قانون داریم مشکل ما قانون نیست. قوانین موجود به رغم نقص و کاستی های فراوان اگر به درستی اجرا شود می تواند تضمین کننده انتخاباتی با حد اقل شرایط قابل قبول باشد. مشکل ما مجریان قانون هستند نه قانون. وقتی مجریان قانون حتی گرایش و حمایت خود را از یک کاندیدا کتمان نمی کنند، وقتی مجریان قانون به شکایات هیچ وقعی نمینهند، وقتی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه و خطوط تلفن ستادها به موقع رسیدگی نمی شود و مسببان آن از مؤاخذه و پیگرد قانونی هیچ نگرانی ندارند، وقتی قبل از تأیید صحت انتخابات توسط شورای نگهبان با برپایی جشن پیروزی و تبریک به نامزد باصطلاح پیروز عملاً به مردم گفته می شود که انتظار رسیدگی به شکایات و تخلفات و اعتراضات نداشته باشید، وقتی... چگونه انتظار دارید مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند؟ بیست سال است که هربار مردم حرفی زدهاند و انتقادی داشتهاند از طریق لباس شخصیها به آنها پاسخ داده شده است. در برابر چشم همگان و با حضور نیروی انتظامی، لباس شخصی های بیسیم به دست و مسلح به خوابگاه دانشجویان حمله میکنند و جنایت میکنند، و وزارت اطلاعاتی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی می کند و افتخارش این است که جاسوسان و توطئه گران را از کشورهای مختلف شناسایی و به ایران منتقل و تحویل قانون می دهد، حتی یک تن از ایشان را شناسایی نمی کند، آیا با این همه باز انتظار دارید که مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند و برای مطالبه حق مشروع و به حق خود از حق قانونی اعتراض و راهپیمایی استفاده نکنند؟
می گویند نظرسنجی فلان مرکز آمریکایی پیروزی احمدی نژاد را پیش بینی کرده بود بنابراین پیروزی وی دور از انتظار نبود. و ما می گوییم چرا اگر یک مرکز آمریکایی و اروپایی به نفع اصلاح طلبان موضعی گرفت نشانه وابستگی اصلاح طلبان به بیگانه است، اما اگر یک مرکز آمریکایی به نفع کاندیدای محبوب اقتدارگرایان سخنی بگوید و روزنامه واشنگتن پست آن را منعکس کند، مرکز آمریکایی می شود غیب گوی صادق و سخنش می شود مستند برنامه های مختلف صدا و سیما؟ ما می گوییم نتیجه کدام نظر سنجی معتبر داخلی از اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب پیروزی احمدی نژاد را با این فاصله رأی پیش بینی کرده بود؟ کدام شاهد و قرینه از تجمعات و استقبالهای انتخاباتی گرفته تا حمایت گروههای مرجع و مورد قبول مردم از پیروزی آقای احمدینژاد با این اختلاف رأی حکایت داشت؟ اختلاف ده میلیونی رأی نه تنها شاهدی بر صحت انتخابات نیست بلکه اتفاقاً این میزان از اختلاف رأی خود بهترین دلیل بر وجود تقلب وسیع در انتخابات است. اگر تفاوت آراء اندک بود ادعای تقلب نمی توانست مسموع باشد و یا دستکم مردم به چنین ادعایی پاسخ مثبت نمی داند. گفتن دروغ بزرگ آنچنان که از شدت بزرگی کسی احتمال دروغ بودن آن را ندهد شیوه خودکامگان است. اعتراض و مخالفت میلیونی مردم با نتایج اعلام شده بدین معناست که افکار عمومی جامعه اتفاقاً این میزان از اختلاف را نشانه آشکار تقلب تلقی کرده است.
به راستی اگر چنین اختلاف رأیی میان کاندیدای برکشیده شده و دیگران وجود داشت چه نیازی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه وقطع خطوط تلفن ستادهای رقیب و سانسور روزنامه ها در شب رأی گیری و مانور اقتدار و ... بود. این اقدامات در شرایط [خاص] صورت میگیرد و نه در انتخاباتی که کاندیدای مورد نظر اختلافی ده میلیونی با رقبای خود دارد.
ملت آگاه و هوشیار ایران
موضع کشورهای اروپایی طی روزهای اخیر در باره حوادث ایران سوژه دیگری است که علیه تظاهرات شما مردم مطرح و تبلیغ می شود. به راستی چه کسانی مسئول سوء استفاده دیگران از تحولات داخلی ایران هستند؟ شما که با مشارکت پرشور و حماسی 85 درصدی خود در انتخابات برای کشور و نظام آبرو خریدید و اعتبار و منزلت به همراه آوردید و تحسین جهانیان را برانگیختید و زمینه هرگونه سوء استفاده و بهانه تبلیغ علیه کشور را از بیگانگان گرفتید و یا آنان که با مهندسی آراء و تخلفات و تقلباتی که به برخی از آنها اشاره شد این فرصت عظیم را به یک تهدید تبدیل کردند و در سطح جهان زمینه تبلیغات علیه ایران را فراهم آوردند؟
این انتخابات دو چهره داشت، چهره سفید که مردم با مشارکت پرشور خود آنرا آفریدند و برای کشور آبرو خریدند و چهره سیاه که اقتدارگرایان آفریدند و برای کشور هزینه و خسارت به ارمغان آوردند و شیرینی انتخابات را به کام همگان تلخ کردند.
دقیقاً تضاد میان این دو چهره است که منجر به اعتراض های گسترده مردمی شده است وگرنه در دوره های انتخاباتی دیگر نیز تقلب و یا اعمال نفوذ وجود داشت. حتی دوره های انتخاباتی مجالس هفتم و هشتم به رغم این که تکلیف بیش از 190 کرسی از پیش تعیین شده بود موجب تظاهرات اعتراض آمیز نشد، زیرا مردم با مشارکت حد اکثری و برای تغییر در آن انتخابات وارد نشدند. در نتیجه نسبت به نتیجه انتخابات و اعمال نفوذها و تقلب ها هم بی تفاوت ماندند.
حرکت امروز مردم در واقع اعتراض و مخالفت با کسانی است که با مصادره رأی مردم این عظمت و حماسه را به نقطه ضعف نظام و کشور تبدیل کردند و افسردگی را جایگزین شادابی نمودند. امروز مردم که مدعی منافع و مصالح نظام و دفاع از سربلندی و عزت این کشور در برابر کسانی هستند که می خواهند تمام هویت و سرمایه نظام و انقلاب را به تاراج ببرند. بنابراین اگر کسی باید به عللی نظیر عدم رعایت منافع نظام در برابر بیگانگان و یا تلخ کردن شیرینی مشارکت عظیم ملی به کام همگان و ... مؤاخذه شود، اقتدارگرایان حاکم هستند ونه مردم. عوض کردن جای وفاداران و حامیان واقعی عزت و سربلندی کشور با خودکامگانی که منافع و مصالح کشور را به پای منافع خود قربانی می کنند تحریف و ظلم مضاعفی است که به این ملت آگاه می رود.
سخن آخر این که امروز تنها در صورتی می توان به مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات افتخار کرد و آن را به مثابه سرمایه و نیرویی برای حل مشکلات خارجی و ایجاد انسجام داخلی و افزایش ضریب وحدت ملی به کار گرفت که به خواست و مطالبه به حق و مشروع همین مردم تن داده شود، آنان برای تحقق مطالبات و خواسته های خود در انتخابات شرکت کردند، بنابراین مشارکت و رأی مردم از خواست و مطالبه آنان قابل تفکیک نیست و کسی که با این انتخابات بر کرسی بنشیند غاصب رأی مردم است.
در پایان به مسوولان عرض میکنیم ملت در این ماجرا نه در پی ساختار شکنی و عبور از مرزهای نظام است و نه در پی نفی ارزش ها و آرمانهایی که خود در جریان انقلاب بر آنها پای فشرده است و نه به باورهای دینی خود شک کرده است. در رأس این حرکت نیز یکی از خوشنام ترین و باسابقه ترین شخصیت های مبارز و خدمتگزار این مردم و انقلاب و نظام قرار دارد. مردم ما در این جنبش اجتماعی اعتراضی یک مطالبه روشن، صریح و ساده دارند و آن ابطال انتخاباتی است که دلایل و شواهد روشن بر عدم سلامت آن وجود دارد. این نظام تمام هویت و حیثیت خود را مرهون پشتوانه مردمی خویش است. شایسته این نظام نیست که در برابر ملت خود و مطالبه به حق، قانونی و مشروع آنان ایستادگی کرده هویت و حیثیت خود را برای حفظ گروهی خودکامه و دروغ پرداز هزینه کند. ما به مسوولان صادقانه و دلسوزانه عرض می کنیم همچنان که بهترین و طلاییترین فرصت رشد و توسعه طی چهارسال گذشته توسط این مدیریت بیکفایت به باد داده شد، بهترین و مغتنمترین فرصت سیاسی ناشی از مشارکت بینظیر مردم در انتخابات که میتواند به بسیاری از معضلات داخلی و خارجی پایان داده و افزایش وحدت و انسجام ملی و استحکام و استواری را برای نظام به ارمغان آورد به خاطر این مجموعه خودکامه و استبداد طلب در حال از دست رفتن است. از دست دادن این فرصت و سکوت در برابر هزینههای جبران ناپذیر روند کنونی شرط عقل و تدبیر و مرضی خداوند متعال، بقیة الله الاعظم (ع) نیست.
جمعه بیست و نهم خرداد 1388
آموزه ها
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
کاندیدای ریاست جمهوری : بهائیان نیز همچون سایرین باید از حقوق شهروندی برخوردار باشند
در این دیدار که در دفتر حزب اعتماد ملی صورت گرفت، آقای واحد خلوصی ضمن ارائه گزارشی در رابطه با محرومیت از تحصیل تعداد زیادی از جوانان ایرانی و همینطور موضوع محرومیت از تحصیل بهائیان، به توصیف وضعیت موجود در رابطه با نقض حقوق در این رابطه پرداختند و بیان داشتند که:
" گروهی از جوانان ایرانی، که تا قبل از سال 83 حتی اجازه ثبت نام در کنکور را نداشته اند،در سالهای گذشته با امید به قبولی در دانشگاه، پس از ماه ها تلاش و مطالعه، در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرده اند اما در زمان اعلان نتایج با درج عنوان جدید و نا مأنوس "نقص پرونده" از سوی سازمان سنجش از انتخاب رشته محروم شده اند و حتی در مواردی که اجازه انتخاب رشته وجود داشت بر خلاف رتبه های قابل قبول خیلی از دانشگاه ها، به صورت نا عادلانه مردود شناخته شده اند و یا تعداد معدودی از این جوانان که موفق به ورود به دانشگاه ها شدند پس از مدت کوتاهی اخراج گردیده اند. در پی مراجعات و پیگیری های مکرر مشخص گردید که این محرومیتها صرفاً به علت اعتقاد شخصی مذهبی است."
این فعال حقوق بشر ضمن اشاره به این نکته که آنچه ذکرمی شود تنها قسمت کوچکی از تضییقات و محرومیت های وارده بر بزرگترین اقلیت مذهبی کشوراست، شرح تمام محرومیت ها راهدف این دیدار ندانست و در ادامه گفت : " توجه جنابعالی را صرفاً به داشتن حق تحصیل به عنوان یکی از حقوق شهروندی معطوف میسازم. چنانچه مستحضرید این اقدامات در شرایطی صورت می گیرد که ما به عنوان فرزندان این آب و خاک علاوه بر حقوقی که به عنوان یک شهروند به هر یک از ما تعلق میگیرد، در ساختن جامعه نقشی موثر ایفا خواهیم نمود، چراکه پایه های مستحکم یک جامعه نیازمند جوانانی است مجرب و دانش آموخته." و در ادامه با طرح سوالی ادامه دادند که: "آيا اين اقدامات مغاير با ديدگاه شرع انور اسلام و قانون اساسي جمهوری اسلامی ایران نيست؟ شرعی که صرفنظر از عقيده، رنگ و قوميت بنا شده و و قانونی که به تساوي و برخورداري از حق آموزش و پرورش بدون توجه به هر نوع وابستگي قومي، زباني و مذهبي اشاره دارد. حقوقی که در میثاق نامه های حقوق بشر و اعلامیه های جهانی نیز تصریح شده است. لذا علی رغم چنین موازین الهی و قانونی، برای ما و شاید نسل های آینده فهم این نکته آسان نیست که چرا در عصری که اصل برابری در برخورداری از حقوق شهروندی مورد ستایش است، چنین اقداماتی صورت می گیرد."
حجت الاسلام مهدی کروبی با اشاره به سوابق حمايت خود از حقوق اقشار مختلف مردم، گفتند: "من چه زماني كه مسووليت داشته ام و چه زماني كه در مسووليت نبوده ام همواره از حقوق همه مردم، فارغ از سليقه سياسي آنان دفاع كرده ام و امروز نيز به عنوان يك مسلمان علاقه مند به سرنوشت كشور بر خود واجب مي دانم از حقوق همه مردم دفاع كنم." دبيركل حزب اعتماد ملي سپس با اشاره به اقدامات خود در دفاع از حقوق شهروندی تمام اقشار مردم، گفتند: " من همیشه با موضوع محرومیت ها مخالف بوده ام و با اين برخوردها مخصوصا ايجاد محروميت از تحصيل براي دانشجويان مخالفم و اين روش را در تعارض با قانون اساسي، آرمان هاي انقلاب اسلامي و خط امام مي دانم و هنگامی که در شورای انقلاب فرهنگی و مجلس حضور داشتم به این مسائل اعتراض کرده ام و گفته ام که "حتی" اگر کسی به خدا هم اعتقاد نداشته باشد باید از حق شهروندی خود محروم نشود. " آقای کروبی ضمن اظهاراطلاع در رابطه با یکتا پرستی خداوند توسط بهائیان خاطر نشان ساختند که: " بهائیان نیز، همچون سایر شهروندان باید از حقوق شهروندی برابر برخوردار باشند اما در اعتراض به این محرومیت ها، صدای یک نفر تنها به جائی نخواهد رسید واین تغییر نیازمند همصدائی و همفکری ومذاکرات بیشتر است." ایشان ضمن یادآوری سخنرانی های پیشین خود گفتند: " من اصلاح طلبي را در تلاش براي التزام تمامي اركان حكومت به قانون، دفاع از حقوق شهروندي و ميزان بودن راي ملت مي دانم و در اين زمينه فرقي بين هيچ يك از شهروندان قائل نيستم و از حقوق همه ملت ولو مخالفان سياسي و حتي مخالفان اعتقادي خودم دفاع مي كنم و حاضرم هر هزينه اي را در دفاع از حقوق مردم بدهم."
در ادامه آقای خلوصی ضمن ابراز خرسندی اضافه کردند که: " ما جوانان ایرانی بهائی، علیرغم این مشکلات اساسی، همچنان ضمن اطاعت از حکومت، عزم خود را برای خدمت به این آب و خاک جزم نموده ایم و تلاش می نماییم تا نظر خود را ماورای این مشکلات، معطوف بر سازندگی، تقویت و بهبود تار و پود زادگاه خود سازیم.همچنین امیدواریم شما نیت والای خود را در راه احقاق حقوق دانشجویان و بسط مبانی عدالت حقیقی در جامعه، جامه عمل بپوشانید."
www.hrairan.org