پنجشنبه سوم مرداد 1387
دستگیری دکتر آرش و دکتر کامیار علایی
جو آمون، مدير برنامه ايدز/آچ آی وی سازمان ديدبان حقوق بشر گفت: "برنامه ايدز/اچ آی وی ايران برای مقابله جدی با همه گيری بيماری ايدز در جهان معتبر است. دولت ايران متوجه شده است که برای مبارزه موفق با ايدز بايد با تعهد با تلاش های جهانی برای مبارزه با اين بيماری همراه شده، با جامعه مدنی همکاری کرده، و با مسائل تابو از جمله مسائل جنسی و مواد مخدر مواجه شود. دستگيری برادران علايی بدون اتهام تاثير نا اميد کننده اي روی تمامی اين تلاش ها دارد."
آرش و کاميار علايی در ايران و در سطح بين المللی برای تلاش ها و همکاری شان با برنامه های درمانی و پيشگيری بيماری ايدز/اچ آی وی شهرت دارند. بيش از بيست سال است که برادران علايی در زمينه برخورد با مشکلات مربوط به استفاده از مواد مخدر با توجه ويژه به انتقال ايدز/اچ آی وی فعال بوده اند و نقشی کليدی برای وارد کردن اين مسائل به برنامه های بهداشت و درمان ملی داشته اند. اين دو برادر از نزديک با دولت و رهبران مذهبی همکاری کرده اند تا بتوانند حمايت آنها را برای کمپين های آموزشی روی مساله انتقال ايدز که شامل برنامه های مخصوص جوانان و برنامه های ايدز و کاهش آسيب های ناشی از آن در زندان هاست، جلب کنند. ايشان همچنين با برگزاری و شرکت در کارگاه های آموزشی در کشور های همسايه، تخصص خود را در اختيار ساير متخصصين بهداشت و درمان در افغانستان و تاجيکستان گذاشته اند.
ايران عضو کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی است و از اين رو التزام قانونی دارد که به طور اختياری افراد را دستگير و بازداشت نکند و حقوق ملتزم روند احقاق حق هر بازداشت شده را که شامل اعلام بدون تاخير دلايل دستگيری، اعلام هر اتهامی که باید تفهيم شود، حق دسترسی به وکيل و مشاور حقوقی، و حق حضور در مقابل مامور قضايی برای مشخص شدن قانونی بودن بازداشت، محترم بشمارد.
آنون گفت: "مقامات ايرانی هم اکنون برادران علايی را بيش از سه هفته است که بازداشت کرده اند. مگر اينکه مقامات مسئول مدارکی ارائه کنند و تفهيم اتهام کنند و آنها را در مقابل يک دادگاه مستقل محاکه کنند که روند احقاق حق ايشان زايل نگردند، اين مردان بايد فوراً آزاد شوند."
آرش و کاميار برای شرکت در برنامه های تخصصی و در اختيار گذاشتن تجربه هاشان در ايران در زمينه پيشگيری و درمان ايدز/اچ آی وی علايی به کشور های مختلف، از جمله ايالات متحده آمريکا، سفر کرده اند. کاميار علايی هم اکنون کانديدای دکترای رشته بهداشت عمومی در دانشگاه ايالتی نويورک در آلبانی است. هيچکدام از اين دو به عنوان افراد درگير در مسائل سياسی شناخته شده نيستند.
آمون گفت: " دو هفته ديگر قرار است که بيست و پنج هزار نفر از اقصی نقاط جهان برای يک همايش بين المللی ايدز در مکزيک حاضر شوند و آرش قرار است که برنامه مبتکرانه اچ آی وی ايران را معرفی کرد و ارائه دهد. اين همايش به مساله جايگاه ما در پيشرفت و يا شکست در مبارزه با ايدز توجه خواهد کرد. نمی توان از کشور ايران انتظار داشت که در اين کار پيشرفتی کند در حالی که به وضوح حقوق انسانی دو تن از ارزشمند ترين فعالين در اين زمينه را پايمال می کند."
منبع : سایت دیده بان حقوق بشر
جمعه بیست و هشتم تیر 1387
سبب چیست 2
هنر ، بدون شک یکی از تأ ثیر برانگیز ترین توانایی های انسان است و هنر مند کیمیایی جاودانی است که قلب حساسش ، قلوب انسانهای دیگر را فراتر از زمان و مکان و جنسیت جذب می کند .
زنان بی شماری در ذهن سراغ داریم که یا خود خالق آثار بزرگ هنری و یا الهام بخش مردان هنرمند در ارائه ی هنرشان بوده اند . در ایران خودمان هم هنر مدان زن کم نیستند و براستی که آنان علیرغم اندیشه های غالباً مرد سالارانه که بر این مرز و بوم حکمرانی نموده است ، چه زنان مبارز و جاودانی بوده اند: طاهره قرة العین ، پروین اعتصامی ، سیمین دانشور، سیمین بهبهانی و زنان بی شمار دیگر .
در جایی خواندم با ظهور سینما در ایران تا مدتها مردان را به شکل زن گریم می کردند تا اینکه زنی به نام روح انگیز این پیله را گسست و برای اولین بار در ایران مقابل دوربین قرار گرفت و یا اولین زنی که در آن سالها آواز خواند و تمامی این شیر زنان به ما آموختند که حق گرفتنی و آرمان برابری حقوق زنان و مردان دست یافتنی است .
در سالهای اخیر نیز در سینمای ایران بزرگ زنانی در کسوت کارگردانی ظاهر شدند : پوران درخشنده ،تهمینه میلانی ، فریال بهزاد ، رخشان بنی اعتماد ، سمیرا مخملباف و دیگران که سینمای صلح و تأ ثیربرانگیز رابه جای سینمای پر از اسلحه و خون نوید دادند .
نگارنده قصد ندارد که آثار این بزرگان را در بوته ی نقد قرار دهد اما با تمام وجود آرزومند ظهور جلوه های هنری مهر آمیز است که به زن و مشکلات او – البته نه از نوع منفعل و پر از شعار – بپردازد . کسی به جز هنرمند زن نخواهد توانست تا به احقاق حقوق زنان یعنی نیمی از اشرف مخلوقات پروردگار بپر دازد و اصولاً تا کسی مورد تبعیض قرار نگرفته باشد نمی تواند از تبعیض تصویری واقعی خلق کند .
مردان ممکن است بتوانند زنان را در احقاق حقوق مسلوبه شان یاری دهند اما هرگز نخواهند توانست تمامی آنچه را که در طی سالها در این دیار و سرزمین های مشابه به زنان گذشته است ، ثبت کنند .
خردمندی فرموده است : در حقیقت ، نساء بزرگترین عامل در برقراری صلح عمومی و حسن روابط بین المللی می باشند . نسوان قطعیاً نزاع و جدال را از صحنه ی بشریت محو خواهند کرد .
شنبه بیست و دوم تیر 1387
سبب چیست 1
یک گروه یا مرد سالارند و یا چنان رفتارمی کنند که مرد سالار بودنشان را-علیرغم آنکه به شدت خود را از این عقیده مبرا می دانند- به راحتی میتوان دریافت و گروهی دیگر با اعتقادات افراطی مردان راجنایتکاران جنگی و زنان رامظلومین همیشگی تاریخ و خاتونهای جهان آینده می پندارند به راستی سبب چیست؟
گاهی ما دچار برداشتهای نادرست می شویم. شرایط زمانی را از یاد می بریم و بدتر از آن اینکه به کلام الهی استناد می کنیم تا باورنادرستما ن، درست جتوه نماید. نمونه ی بارزاین مطلب، همین مسا له ی چند همسری است که هوس و گرایشهای نابجای برخی مردان، تنها علت اصلی آن است چنین موردی درهیچ جای دنیا پسندیده نیست و تجاوز آشکار به حقوق زن است. بدتر آنکه مردانی که دو یا چند همسر دارند به نص قرآن مجید استناد می کنند که آنان را به داشتن همزمان چهار همسر مجاز نموده است اما هیچکدام ادامه ی این آیه ی مبارکه را به یاد نمی آورند که می فرماید: "و اگر بترسید چون آن زنان را گیرید راه عدالت نپیموده به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیکتربه عدالت وترک ستمکاری است" مگر با ازدواج با دونفر می توان شرط عدالت را به جا آورد؟ مگر قلب انسان در آن واحد می تواند به دونفر یا بیشتر تقدیم شود ؟
اگر ازدواج تنها هدفی جسمانی داشته باشد پاسخ این سوالات مثبت است اما ازدواج ارتباطی جسمانی و روحانی توامان است . ازدواج همکاری و همراهی دو بال آفرینش یعنی زن و مرد در پرواز به آسمان تکامل است . سالها به اشتباه زنان به حاشیه برده شده اند . در دوره ای که جهان دهکده ای کوچک است ، هنوز برخی مردان از به زبان راندن نام کوچک همسر ، دختر یا خواهر شان به شدت می پرهیزند و آن را بد می دانند .
تمامی قوانین انسانی ، حقوق زن و مرد را مساوی می دانند . خدا را شکر که در جامعه ی ما اقداماتی هرچند خیلی دیر در مورد مساوات حقوق زنان بامردان انجام می شود . نمونه ی بارزش برابری میزان دیه است که می بایست آن را به فال نیک گرفت اما کافی نیست .
ما می کوشیم تا فرزندانمان را با این حقیقت متعالی تربیت کنیم که مابین آفرینش ، جنس برتر وجود ندارد .برتری تنها به آگاهی و دانایی است . وظایف زن و مرد ممکن است متفاوت باشد اما برتری جنسی افسانه ای بیش نیست . پژمان بختیاری زیبا سروده است :
تفضیل مرد بر زن و ترجیح زن به مرد افسانه است و عرصه ی دعوی در آن فراخ
آنان دو شاخه اند ز یک اصل و پر بر است بستان اجتماع ز پیوند این دو شاخ
سه شنبه هجدهم تیر 1387
هجدهم تیر
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری
هجدهم تیرماه هر سال یاد آورد هجوم غیر انسانی به ساحت مقدس علم و اندیشه است و از این رو در چنین روزی باید به پاس جانفشانی قربانیان این روز به تأمل و تفکر پرداخت . از آنجاییکه این هجوم از جانب عواملی انجام شد که خود را دیندار و به اصطلاح متدین میدانند ؛ به جا است که نگاهی دقیق تر به تقابل علم و دین داشته باشیم چرا که در مقاطعی از تاریخ بشری دین و علم در مقابل هم قرار گرفته اند . ولی آیا دین و علم در ذات با هم در تعارض هستند ؟
علم به واسطه تلاش بشری در صدد کشف روابطی است که به لحاظ مادی در ذات اشیا نهفته شده است و دین نیز به واسطه قوه الهی روابط غیر مادی نهفته در ذات اشیا را کشف و عرضه میکند . به عبارت دیگر علم ، زندگی مادی را نظم و نسق می بخشد و متضمن رفاه مادی بشر است و از طرف دیگر انتظام زندگی اجتماعی بشر و سلامت روان انسانها وآرامش و سعادت نوع بشر به برکت دین انجام میشود .
با چنین دیدی علم و دین مکمل هم دیگر هستند و باید یکدیگر را یاری کنند یعنی در اصل دین باید مطابق علم و عقل باشد و علم نیز باید از اصل دین متابعت کند ! یقیناً آن قسمت از دین که مطابق علم و عقل نیست ، یا جزء جنبه های غیر ثابت دین است و یا خرافات و زوایدی است که به دین اضافه شده است و اگر علم از اصل دین که در طول زمان ثابت بوده و شامل کمالات و فضایل انسانی است پیروی نکند جز ضرر برای بشریت حاصلی در پی ندارد .
آن گروهی که به اسم دین به ساحت مقدس دانشگاه که عرصه اندیشه و نوآوری است حمله میکنند تنها عرض خود می برند و زحمت ما میدارند چرا که دین را با علم نزاعی نیست و علم را با اصل دین کاری نه و اگر فروع دین با زمان مطابقتی ندارند گناه علم چیست ؟؟؟؟؟
یکشنبه نهم تیر 1387
دعا را فراموش نکنیم
دعا را فراموش نکنیم
دعا یادگار پاکان است. یادگار زنان و مردان مقدس. زبان و لحن و جملات شاید به زیبایی دعا کمک کنند اما به ارزش دعا نمی افزایند یا از آن نمی کاهند. ما برای آرزوهایمان ،عزیزانمان و بسیاری از موارد دیگر دعا می کنیم.
لازمه ی دعا معرفت است . اینکه ما بدانیم که در مقابل خیلی از امور، ناتوان کاملیم. اینکه بدانیم که همه ی آنچه که آرزوی ما است ، صلاح ما نیست . اینکه اراده ی پروردگار را از اراده ی خویش برتر بدانیم. اینکه بدانیم دعا نیاز به حضور قلب دارد. اینکه به جای نفرین، دعا کنیم . از خدا بخواهیم همه را مورد لطف وراهنمایی خویش قراردهد. دشمنی در کار نیست . همگان دوستند. حال که یزدان، آنان را به آفرینش مفتخر نموده است و خودش آنها را می آزماید، چرا من برای پیروزیشان در امتحان هستی دعا نکنم.
در مسابقات یورو 2008 دیدیم که چگونه طرفداران تیمها به تشویق بازیکنان تیم مقابلشان پرداختند و با تمام وجود دوستی را پاس می داشتند.
چقدر دلپذیر است اگر همانگونه که برای عزیزانمان دعا می کنیم،تمام آنهایی را که سوء تفاهم ها باعث شده که چشم دیدنشان را نداشته باشیم هم دعا کنیم. یادمان باشد که حتی اگر استنباط ما راجع به آنها کاملا واقعی باشد و آ نها در اشتباه به سر یبرند ، تنها پروردگار است که می داند خاتمه ی آنان چگونه است و اگر بخواهد به لحظه ای دون ترین ها را به ارجمندها و ارجمندها را به دون ترین ها مبدل می کند.
دعا برای دوستان و هم عقیده ها پسندیده است اما ما هنر مند تریم اگر همه ی آدمیان را دعا کنیم.
فراز اندیشه باشید
شنبه یکم تیر 1387
درخواست سازمانهای بین المللی حقوق بشر از ایران برای همکاری با نهادهای سازمان ملل
سمینار بررسی "چالشهای مدافعان حقوق بشر در ایران"
)ژنو 17 خرداد ماه 1387) امروز، گروهی از سازمانهای بین المللی حقوق بشر اعلام کردند که دولت ایران باید با نهادهای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای پرداختن به وضعیت بسیار وخیم حقوق بشر در ایران همکاری کند.
عدم اجرای توصیه نامه های متعددی از سوی نهادهای حقوق بشر سازمان ملل به دولت ایران، موجب نگرانی شدید برنده جایزه صلح نوبل، شیرین عبادی، و سازمانهای دیده بان حقوق بشر،فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران میباشد.
از جمله موارد نقض حقوق بشر در ایران شامل سنگسار، اعدام اطفال، ممنوع الخروج بودن مدافعان حقوق بشر و بسیاری موارد دیگر میشود. طی سمینار "چالشهای مدافعان حقوق بشر در ایران" که در مقر شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو در 20 خرداد برگزار خواهد شد ، این سازمانهای بین المللی به همراه مدافعان حقوق بشر در ایران به بررسی این موارد خواهند پرداخت.
شیرین عبادی در این باره اعلام کرد: "همکاری ایران با نهادهای حفاظت از حقوق بشر سازمان ملل متحد، موجب رعایت معیارهای بین المللی حقوق بشر است که جمهوری اسلامی ایران متعهد به اجرای آنهاست."
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ 27 آذرماه 1386 طی قطعنامه ای نگرانی های جدی این سازمان را در باره وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران ابراز داشت و از دبیر کل خواست که در باره وضعیت حقوق بشر در ایران گزارشی ارائه کند. سازمانهای حقوق بشر از مقاماتی که مسئولیت تهیه گزارش را درسازمان ملل متحد برعهده دارند، خواستند که برای انجام تحقیقات و با هدف مستند سازی موارد نقض حقوق بشر به ایران سفر کنند و به مقامات ایران هم توصیه کردند که امکان حضور آنها را تضمین کنند.
از سال 1383 که دولت ایران دعوت نامه دائمی برای تمامی گزارشگران ویژه سازمان ملل صادر کرد تاکنون 6 بازدید توسط مقامات رسمی از کشور انجام شده است اما در مجموع عملا هیچ اقدامی در اجرای توصیه های آنها صورت نگرفته است. این وضعیت در مورد توصیه هایی هم که توسط هیئت های پیمان های سازمان ملل ارائه شده است، صادق است. جمهوری اسلامی ایران وظایف بسیار زیادی برای ارائه گزارشهای کشوری به کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد وهمچنین کمیته سازمان ملل متحد در مورد حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد که همه آنها را عقب انداخته و از ارسال این گزارشات خودداری کرده است. همچنین ایران در کنار کره شمالی، میانمار(برمه)، ترکمنستان، سوریه و کوبا یکی از معدود کشورهایی است که مانع حضور سازمانهای مستقل بین المللی حقوق بشر در کشور می شود.
ایران رتبه اول را در اعدام افراد زیر 18 سال دارد که این امر نقض تعهدات این کشور درقبال پیمان حقوق کودک است. حداقل 107 نفر بخاطر خطاهایی که ادعا می شود قبل از سن 18 سالگی مرتکب شده اند در انتظار اعدامند و در سال 2007 میلادی حد اقل شش اعدام از اینگونه انجام شد.
این سازمانهای حقوق بشر همچنین نگرانی های خودشان را از سلامتی و امنیت جانی دو مدافع زندانی حقوق بشر؛ عمادالدین باقی و محمد صادق کبودوند ابراز کردند. در طی چند هفته اخیر باقی و کبودوند در زندان دچار حمله قلبی شده اند و نیاز به معالجه فوری دارند.
دولت ایران بطور مکرر مانع خروج از کشور مدافعان حقوق بشرو دیگر فعالان می شود. آخرین مورد مربوط به ممنوع الخروج شدن آقای عبدالفتاح سلطانی وکیلی است که از بسیاری از زندانیانی که بخاطر عقاید مسالمت آمیزشان زندانی شده اند دفاع کرده است. بطورکلی، مدافعان حقوق بشر با سرکوبهای شدیدی در فعالیتهای مشروع و به حقشان روبرو هستند.
ایران همچنان به اعدام به روش سنگسار ادامه می دهد و حداقل ده زن و دو مرد در انتظار اجرای حکم اعدام به روش سنگسارند. مجازات های ظالمانه و غیر انسانی از جمله قطع دست و پا (5 مورد در سیستان و بلوچستان در دی ماه 1386 اجرا شده است) و احکام شلاق همچنان اجرا می شوند. مسئولین مرتبا فعالان حقوق زن، دانشجویان و فعالان حقوق کارگران را بخاطر فعالیتهای مسالمت آمیزشان سرکوب می کنند. ابراهیم لطف اللهی، دانشجویی که در 16 دی ماه 1386 توسط ماموران امنیتی در سنندج بازداشت شده بود، در زندان در وضعیت کاملا مشکوکی فوت کرد و مسئولین بدون اجازه خانواده اش، شبانه او را به خاک سپردند.
مقامات قوه قضائیه دو فعال اجتماعی، فرزاد کمانگر و یعقوب مهرنهاد را در یک دادرسی غیرعلنی و غیر عادلانه بدون رعایت حداقل معیارهای بین المللی آئین دادرسی به اعدام محکوم کردند. بیشتر افراد بازداشت شده در طول دوره بازداشت قبل ازمحاکمه، به بهانه "تحقیقات" از دسترسی به وکیل محروم می شوند.
قوه قضائیه همچنین بهائیان را بعنوان اقلیت های مذهبی هدف پیگرد قضایی قرار داده است. دیده بان حقوق بشر، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نگرانی های جدی خودشان را از بازداشت 7 عضو رهبری جامعه بهائیان که بدون هیچ اتهامی در 25 اردیبهشت ماه دستگیر شدند ، ابراز داشتند.
فقط چند ماه به زمان ارائه گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد در باره حقوق بشر در ایران به کمیته سوم مجمع عمومی باقی مانده است. جمهوری اسلامی ایران باید این فرصت را قبل از اینکه از دست برود مغتنم شمارد و توصیه های ارائه شده توسط نهاد های متعدد حقوق بشر سازمان ملل متحد را بدون تاخیر و بلافاصله به مرحله اجرا گذارد.
منبع : سایت دیده بان حقوق بشر
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387
خوبی ها
برای آنان که خوب بودن را انتخاب می کنند سال 32 بود و مردی که می خواست خوب زندگي كند كشته شد. سال 45 بود و مردی كه خوب زندگي كرده بود اعدام شد. سال 56 بود و مردی كه خوبي ها را مي خواست شهید شد. سال 65 بود و مردی كه ماندن خوبي ها را مي خواست در جنگ كشته شد. سال 75 بود و مردی كه به خوبي ها مي انديشيد به زندان رفت ، مرد ديگري كه براي خوبي ها مي نوشت ، به طرز مشكوكي كشته شد. سال 78 بود و آن مرد كه تازه داشت خوب بودن را تمرين مي كرد ، در حالي كه فرياد آزادي خواهي سر مي داد ، كشته شد. سال 86 بود و سكوت بود و سكوت ، و مرد هاي زيادي كه به خوبي مي انديشيدند ، به زندان مي رفتند يا زير بار زندگي له مي شدند ، و حل مي شدند در اين روزگار ِ بدعهد و تيره. و در همين روزها بود كه تو از من پرسيدي : " دوست داري شهيد بشوي ؟" و من جواب دادم : " اگر خونم هدر نشود ، آري" . ولي آنچه در برابرم بود ، تاريخ خونهايي بود كه نان و قدرت شده بودند براي كساني كه حتي معنی خوبی را نمی دانستند . اين روزها دلم براي 2 چيز بيش از همه مي سوزد : اول ، براي آنهايي كه كشته شدند تا با خونشان خوبي ها را جاودانه كنند ولي اژدهاي بدي آن را نوشيد و قدرت گرفت و بعد هم براي هم سن و سالان خودم كه در بهترين سالهاي عمرمان ، بدترين تصاوير را از زندگي مي بينيم؛ زندگي مي توانست خيلي زيبا تر از اين باشد . ولی در ميان همه ي اين بدي ها دلم روشن است ، چرا كه هنوز هستند كساني كه به خوبي ها می اندیشند و خوب زندگي مي كنند و اگر لازم باشد ، براي خوبي مي ميرند ولي اين درس را هم از تاريخ گرفته اند كه هيچ خوني بر روي زمين بهشت نخواهد آفريد. خون آدم هاي خوب نشانه ي اين است كه خوب بودن با هر شرايطي و با هر وضعي سازگار نيست و اگر اينگونه بود ، آن خوبي نيست ، دورويي و دروغ است. --
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387
شاد باش
پیروز و سربلند باشید
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387
حقوق بهاییان از نظر آیت الله منتظری
سؤال : ضمن عرض سلام و خسته نباشيد خدمت حضرت آيت الله العظمي منتظري
سؤال بنده در مورد جايگاه حقوقي پيروان فرقه بهاييت و نظر جنابعالي در قبال اين رفتار است . البته بر همه ما واضح است كه بهاييان از ديدگاه فقه اسلامي هيچ گاه مشروعيت ديني نداشته و ندارند. با اين حال سؤال اينجاست كه آيا فارغ از حقوق ديني ذكر شده در قانون براي اقليت هاي رسمي چون يهوديان و زرتشتيان پيروان اين فرقه حق برخورداري از حقوق شهروندي را دارند يا نه ؟ رأفت اسلامي چقدر در مورد اين چنين گروههايي صدق ميكند؟
ضمن آرزوي سلامتي و پايداري براي شما در تمام مراحل خدمت به آستان الهي
جواب :
بسمه تعالي
با سلام و تحيت
فرقه بهاييت چون داراي كتاب آسماني همچون يهود، مسيحيان و زرتشتيان نيستند در قانون اساسي جزو اقليت هاي مذهبي شمرده نشده اند، ولي از آن جهت كه اهل اين كشور هستند حق آب و گل دارند و از حقوق شهروندي برخوردار ميباشند; همچنين بايد از رأفت اسلامي كه مورد تأكيد قرآن و اولياء دين است بهره مند باشند.
ان شاء الله موفق باشيد.
منبع : سایت دفتر آیت الله العظمی منتظری
--------------------------------------------------------------------------
جنبش برابری حقوق انسانی
هرچند اینکه آیا بهاییان دارای کتاب آسمانی هستند یا خیر را باید از بهاییان پرسید و آیت الله منتظری نمی توانند به این مطلب پاسخ صریح بدهند ولی جای بسیار خرسندی هست که یک مرجع دینی اعلام کرده ؛ آنهایی که اهل کشور ایران هستند و به قول ایشان حق آب و گل دارند باید از حقوق شهروندی برخوردار باشند .
این مطلب بسیار مهم است ، چرا که برای اولین مرتبه در طول یک حکومت دینی است که یک مقام مذهبی از حق شهروندی سخن می گوید و بین این حق و اعتقادات دینی رابطه ای قایل نیست .
هر چند اصل سیزدهم قانون اساسی که به شناسایی سه اقلیت دینی پرداخته تنها جواز انجام مراسم و تعلیمات دینی را صادر کرده و متضمن حق دیگری نیست ، با این حال این اصل از قانون اساسی علاوه بر مغایرت با اصول دیگر ؛ در طول زمان نیز نیاز به بازنگری دارد و نمی تواند به عنوان یک اصل ثابت در قانون اساسی مطرح باشد .
در ضمن طبق بند نهم اصل سوم قانون اساسی که صراحتاً دولت را موظف به " رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی " میکند و هم چنین همانطور که آیت الله خامنه ای در پیام افتتاح مجلس هشتم ، بر عدالت همه جانبه در توزیع فرصتها و امکانات مادی و معنوی تاکید میکنند و بیان میکنند عنصر عدالت باید نابرخورداران از فرصتها و توانایی های کشور را ، از این مواهب الهی و عمومی برخوردار سازد ؛ از همین رو باید هر چه سریع تر نسبت به اقدامات غیر قانونی و غیر عادلانه علیه هر ایرانی با هر اعتقادی پایان داده شود .
این حق همه ما است که از فرصتها و توانایی های کشورمان به طور عادلانه بهره مند شویم . بنابراین باید در جهت بدست آوردن این حق تلاش کنیم و از هر اقدام قانونی و مدنی ترسی به خود راه ندهیم .
آزاد اندیش باشید
سه شنبه هفتم خرداد 1387
نظرات یک خواننده وبلاگ
نظرات یک خواننده وبلاگ
با سلام
مطلبی که در مورد بهاییت گذاشته بودید شاید باور کردنی باشد اما این مطلب که در مورد مسیحیت گذاشته اید غیر قابل باور است زیرا در قانون اساسی کشور ما آمده است که سایر ادیان الهی که مسحیت جزو آنان است در حدود قانون اساسی می توانند اعمال دینی خود را انجام دهند ولی از آنجاییکه بهاییت دینی الهی نیست و ساختگی میباشد هنوز نتوانسته جواز دینی خود را بگیرد و این به این معنی نیست که هر بهایی را باید دستگیر کرد خیر به این معنی است که یک اصل و قانون اسلامی کامل وجود دارد که می گوید کسی که در زمین فساد کند بسته به نوعش باید مجازات شود.در ضمن منابعی هم که برای مطالب درج میکنند مورد تایید و قبول نیست و یا اصلا منبع ندارد.
ایرادی که همیشه من در این شبکه های چه تلویزیونی چه اینترنتی چه ماهواره ای که به هر منظور مخالفتی با اسلام و دین و یا جمهوری اسلامی می کنند می بینم این است که کامل موضوع را نقد بررسی نمی کنند و کامل بیان نمی کنند و فقط آن قسمت را که مایل باشند و به نفعشان باشد را بیان می کنند مثلا میگویند بهایی را دستگیر کردند دیگر نمی گویند چرا؟ شاید دزدی کرده باشد شاید قتل و صرفا چون بهایی است و یا مسیحی است نباید آنرا دستگیر کرد که امکان دارد به حقوق بشر بر بخورد! اما این حقوق بشر کجاست که مردم بیگناه عراق و فلسطین و لبنان را نجات دهد. آیا شما معنی تروریست را میدانید؟ در جامعه ی جهانی امروز تروریست از معنای خود خارج شده است و این معنی را گرفته است که هر کس با آمریکا نباشد و بر روی کارهای او صحه نگذارد و یا مخالفت بکند تروریست است(به اعتراف مقامات آمريكايي ) و حالا شما چه خواسته چه ناخواسته چه دانسته چه ندانسته دارید به آمریکا خدمت میکنید و آن معنا را گسترش میدهید.
در بحث بهایی ها هم این نکته را ذکر کنم که امروز بهاییت خرج های کلانی میکند برای ترویج دین خود برای مثال میتوان به ایجاد فروشگاههایی با نام بهاییت با تخفیفهای بالای 5 هزار تومانی یا سلمانی رایگان به نام بهاییت و یا استفاده از فقر در روستاها برای ترویج بهاییت که این خود نوعی فسادلارض میباشد(آيا به نظر شما در اين ركود اقتصادي و تورم و فقري كه در جامعه رايج شده است اين بهاييان از كجا مي آورند و اگر ساپورت مالي نداشته باشند كه نمي توانند اين همه بخشش كنند؟) و یا در مورد مسیحیت هر چند که مسیحیان در این کار دست نداشته اند و مطمئنا دست های صهیونیسم در کار است در همین روستاهای اطراف شهر ما به بسیاری از روستاییان پول داده بودند که مسیحی و یهودی شوند آیا شما به این میگویید آزادی فکر و اندیشه؟ كه با استفاده از فقر و بي پولي مردم را به سوي بهاييت مسيحيت و يا يهوديت كشيد؟ و این قرآن است که در بدو نزول فرمود : لا اکراه فی الدین یعنی در دین هیچ اجباری نیست براستی بهترین قانون حقوق بشر اسلام است.
جنبش برابری حقوق انسانی
آنچه در بالا آمده حاصل تفکری است که دین را از حوزه یک اعتقاد قلبی و رابطه شخصی بین انسان و مبدا هستی خارج کرده و آنرا به سطح یک ابزار قدرت ، تنزل داده است . چرا که زمام دین در دست حاکمان و سیاستمداران است و آنها هستند که تعیین میکنند چه اعتقادی را باید دین نامید و چه اعتقادی دین نیست ! اگر کسی به اصول خود ساخته آنها انتقاد کند و یا اینکه نخواهد به رنگ آنها در بیاید خلاف دین و آیین خدا رفتار کرده و وجودش جایز نیست !
در چنین نظامی جلوی جریان آزاد اطلاعات و خبر گرفته میشود تا مبادا از نفوذ و اقتدار حکومت کاسته شود چرا که آگاهی سبب روشن بینی است و روشن بینی به گزینش بهتر منجر میشود . در یک نظام انحصاری هیچ گاه کسی به فکر مخاطب نیست بلکه در یک نظام رقابتی است که همه درصدد جلب نظر مخاطب هستند و در نهایت آنکه بهتراست پیروز میشود .
چنین نظام انحصار طلبی هر کذبی را به اسم حقیقت منتشر میکند ؛ دریغ از آنکه یک بار به یک عقیده متفاوت اجازه مطرح شدن بدهد . هر کس را که به رنگ آن در نیاید به جرم آمریکایی و اسرائیلی بودن از میان برمی دارد .
به جوان ایرانی که میخواهد اعتقاد قلبی خود را داشته باشد اجازه ورود به دانشگاه را نمی دهند ، اموال هر ایرانی که دست از اعتقاد قلبی خود بر نمی دارد را به زور میگیرند ، هر ایرانی با اعتقاد قلبی متفاوت را از بسیاری از شغل ها محروم میکنند ، هر ایرانی را که بر اعتقاد قلبی خود پایبند است را زندان و اعدام میکنند ، آیا اینها معنی لا اکراه فی الدین است ؟
مگر نه این است که همه دنیا دروغ میگویند ؟ بیایند و یک بار هم که شده این دروغ را ثابت کنند . بگویند این فرد را که شما از او دفاع می کنید دزد است ، قاتل است ، زنا کرده است و یا اینکه بر اساس این اسناد محکم جاسوس است و به او هم اجازه دفاع بدهند !
هیچ ایرانی که خون ایرانی در رگ هایش جریان دارد حاضر نیست یک وجب از وطن مادری را به بیگانه بدهد که برای چند روزی بیشتر بر آن قدم بگذارد و به ایرانی بودن خود افتخار کند ولی ایرانی در طول تاریخ ثابت کرده با آغوش باز پذیرای آرا و عقاید دیگران است و هیچ اعتقادی را طرد نکرده و نمیکند و هر چند در طول تاریخ ابعاد سرزمینی او را تغییر داده اند ولی این خوی و منش وی از هر گزندی محفوظ مانده است .
حال ، آیا ما هنوز ایرانی هستیم ؟ پس چگونه است که حتی تحمل هموطنان خود را هم نداریم ؟

